یادداشت های من

دست نوشته های من که گاه چاپ شده اند گاه خیر

هر آنچه می خواهیم بنویسیم تو یکجا داری متون باز

توسط: ‪محمد رضا بهمنی | ۱۳۹۷-۰۱-۰۹ | هنوز کامنتی گذاشته نشده

سال ها ، ماه ها و یا روزها زمان صرف می کنیم تا پروژه هایی را بنویسیم هزاران ، صدها و یا یک نفر آن را نوشته قبلا و منتشر کرده است ولی من به این نتیجه رسیده ام که هر آنچه در ذهن ماست و هر آنچه به عنوان نوآوری و خلاقیت به آن […]

یک پچ پچ آهسته

توسط: ‪محمد رضا بهمنی | ۱۳۹۵-۰۱-۱۰ | هنوز کامنتی گذاشته نشده

«هر صدایی، حتی یک پچ‌پچ آهسته توسط دستگاه دریافت می‌شد؛ هر زمان در میدان دیدش بود هم دیده هم شنیده می‌شد. هیچ وقت نمی‌فهمید فعال است یا نه؛ می‌بیند یا نمی‌بیند؛ می‌شنود یا نمی‌شنود؛ چه وقت یا تحت چه سامانه‌ای توسط ناظران اندیشه بازرسی می‌شد، تنها حدس بود و گمان و عادت.»آیا ممکن است آنچه […]

اگر هدیه هم بیاورند می ترسم

توسط: ‪محمد رضا بهمنی | ۱۳۹۴-۰۱-۰۹ | هنوز کامنتی گذاشته نشده

پیکره ای عظیم از اسب ساخته و مردانی منتخب درونش پنهان شدند، اینطور به نظر می رسید که آنجا را ترک کرده اند ولی مردم جنگ زده اسب را به نشانه ی پیروزی به داخل شهر بردند. بزرگی گفته بود “من از یونانی ها حتی اگر هدیه هم بیاورند می ترسم ” ولی مردم بر […]

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند

توسط: ‪محمد رضا بهمنی | ۱۳۹۴-۰۱-۰۹ | هنوز کامنتی گذاشته نشده

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلندسایه ی سوخته دل این طمع خام مبند دولت وصل تو ای ماه نصیب که شودتا از آن چشم خورد باده و زان لب گل قند خوش تر از نقش توام نیست در ایینه ی چشمچشم بد دور ، زهی نقش و زهی نقش پسند خلوت خاطر ما […]

از چرتکه تا کد خدا

توسط: ‪محمد رضا بهمنی | ۱۳۹۴-۰۱-۰۹ | هنوز کامنتی گذاشته نشده

زندگی در یک خانواده اولین تعاملی بود که انسان از طریق آن اجتماعی بودن را تجربه می‌کرد. احساس خطر و نیاز به امنیت گروه‌های بزرگ‌تری از خانواده را پدید آورد و با بزرگ‌تر شدن تعاملات، افزایش خطرات و نیاز به امنیت بیشتر، شهرها، کشورها و قاره‌ها شکل گرفتند. تعاملی که در ابتدای تاریخ در یک […]